خط داستانی
زمانی که لیلی آپجان، دختر یتیم از محلههای فقیرنشین لندن، به یک دختر آوازخوان در تئاتر پاندورا تبدیل میشود. در حین یک اجرا، یک نقاش صحنه مقداری رنگ نزدیک لیلی میریزد و فریادهای او باعث میشود که آهنگساز نمایش یک آهنگ موفق به نام "مراقب رنگ باش دختر" بسازد که لیلی به یک حسنه شبانه تبدیل میشود. او مورد توجه افسر جوان نیکلاس جیز و لرد فرانکوم قرار میگیرد. با نزدیک کردن هر دو مرد به ورشکستگی، او به هر دو وعده ازدواج میدهد اما در نهایت هیچکدام را انتخاب نمیکند.