خط داستانی
سالی از یک شهر کوچک به برلین میآید، جایی که کارآموزی را با داییاش آغاز میکند. او به داییاش در تولید نان کمک میکند و رویای تبدیل شدن به یک تنور مشهور را در سر دارد. روزی او کشف میشود. گروهی از آقایان ثروتمند یک شرکت محدود تشکیل میدهند و هزینههای کلاسهای آواز سالی را تأمین میکنند. روزی میرسد که سالی بالاخره اجازه مییابد در اپرای لوهنگرین بخواند. موفقیت او توسط بزرگترین رقیبش و حسادت او که پودر خارش را روی لباسش میپاشد، متوقف میشود. سالی به شرکت داییاش برمیگردد، جایی که با پسرعمویش آرامش مییابد.