خط داستانی
همسر و فرزند کلانتر کرین در حال آماده شدن برای یک سفر کوچک با واگن و تیم خود هستند. هنگام رسیدن به فروشگاه، همسر در تلاش برای پیاده شدن، لغزش میخورد و اسبها را میترساند که باعث فرار آنها میشود و کودک به واگن چسبیده است. این صحنه توسط هری دیده میشود که به تعقیب میپردازد، اسبهای فراری را به دام میاندازد و کودک را بدون آسیب به مادرش برمیگرداند.