خط داستانی
زمانی که سیندی لین باردار میشود، مارک بریرسون، پدر بچه، از ازدواج با او امتناع میکند. به جای آن، بریرسون به آزالیا دیرینگ، دختر جنرال دیرینگ که صاحب بانک شهر است، علاقمند میشود. بریرسون از وجوه بانک سوءاستفاده میکند، اما بانک توسط جک رز، یک کشاورز ثروتمند، نجات مییابد. پدر سیندی، زب، قسم میخورد که معشوق او را بکشد، اما او از فاش کردن هویت مرد امتناع میکند.