جرالد، پسر نسبتاً ضعیف یک خانواده ثروتمند نیویورکی، در ساحل توسط بیل، یک کابوی جوان و نیرومند از آریزونا، شکست میخورد. نامزدش ماری، از "ترسویی" جرالد خجالتزده میشود و با قطار به دیدن دوستانش در آریزونا میرود و بیل نیز او را همراهی میکند. جرالد آنها را دنبال میکند و به زودی او و ماری به دست سرخپوستان یاكی گرفتار میشوند و جرالد باید به ماری ثابت کند که او "ضعیف" نیست و با طرحی برای فرار از دست اسیرکنندگانشان، خود را اثبات کند.