خط داستانی
کشیش هوراس برایگتری، کشیش یک کلیسای روستایی در نیوانگلند، به دستور پزشکش مجبور میشود به آب و هوای دیگری برود. او به آگوآ کالیته میرود، جایی که سعی میکند در اتاق غذاخوری هتل خدمات مذهبی برگزار کند، اما هیچکس جز کارمند هتل و خدمتکار و یک دختر سالن رقص به نام بابلز به آنجا نمیآید. صاحب بار قانونی نسبت به هوراس بسیار خشمگین است و به آنها دستور میدهد که به خدمات نروند. هوراس به زودی از پول خالی میشود و از هتل اخراج میشود. بیمار و ناامید، به بار قانونی میرود و با کلاهش به صورت فراستی سیلی میزند و مطمئن است که این کار به مرگ او منجر خواهد شد.