خط داستانی
رابرت دارو، دادستان منطقه، عاشق بیوه جوانی به نام ایدیت راسل دکستر است. پدربزرگ ثروتمند او، قاضی فیلیپ راسل، میخواهد او با مدیر کسبوکارش، والتر الیوت، ازدواج کند، که در واقع از شرکت راسل اختلاس کرده است. در یک مهمانی باغ، ایدیت و قاضی بر سر توجهات او به رابرت با هم دعوا میکنند.