خط داستانی
همراه با سگش اسکوکوم، هنرمند ریچارد آلدن به کار نقاشی زیبایی لاگونا بیچ میرود. در آنجا با زنی شهری آشنا میشود که باعث خوشحالی یک دخترک خیالپرداز میشود که داستانهایی درباره این عاشقان میبافد. اما این آرامش با ورود ویانت ون زانت، میلیاردر جاهطلب، که معشوقه هنرمند را میدزدد، مختل میشود. آلدن با دخترک ازدواج میکند و او بعداً شش فرزند به او میآورد. سالها میگذرد و پسر ون زانت عاشق هلن، دختر هنرمند میشود. میلیاردر به دلیل ناپسند بودن این ازدواج، پسرش را مجبور به جدایی از هلن میکند. آلدن که فکر میکند آبروی دخترش به خطر افتاده، به جوان حمله میکند، اما در کنار تخت بیمار جوان ون زانت، همه آشتی میکنند. یک اپیلوگ تمثیلی سرنوشتهای ون زانت و آلدن را مقایسه میکند. در سمت چپ، میلیاردر در آغوش یک اسکلت سیاه است، در حالی که در سمت راست، هنرمند همسرش را در آغوش دارد.