خط داستانی
آنها دو ولگرد بودند، سیاه و سفید، ارباب و بنده، سفید یک راننده واقعی بود، در حالی که سیاه برای غذا میرفت. اما کلئوپاترا و پایهای سیبزمینی شیرینش دیکتاتوری را پایان دادند. او "مرد عاشق" نژاد خود را نجات داد. تاباسکو و یک افسر قانون این کار را انجام دادند، در حالی که سفید به سرعت از مسیر فرار کرد.