خط داستانی
شعار بانکدار این بود: "هر کس برای خود، و من اول." دختر به کمک به فقرا اعتقاد داشت و بر این باور بود که ثروت با خود وظیفهای برای مفید بودن به همراه دارد. پدرش دختر زیبای خود را تحسین میکرد، هرچند او را درک نمیکرد. او او را دوست داشت و امیدوار بود روزی او را به درک وظیفهاش نسبت به بیپناهان و دوستان نداشتن برساند. قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، برخوردی رخ داد.