خط داستانی
مشتزنهای گروه XL از شادی دیوانهاند، زیرا ماری، بت مزرعه، از دانشگاه به خانه برمیگردد. بیلی جیمز، دوست ویژه ماری، به ایستگاه میرود تا او را بیاورد، اما وای بر من! ببینید چه کسی با او سفر میکند، «سر پرسی گرنویل»، که صاحب مزرعه نزدیک است. این موضوع برای بیل مدتی ناراحتکننده است، اما ماری با مشتزنها سوار میشود و به زودی نشان میدهد که همان ماری واقعی و مهربان است و به سر پرسی اهمیتی نمیدهد. با این حال، سر پرسی اصرار دارد که بماند و با ضربه زدن به برادر کوچکتر ماری، بابی، که از خواهرش در برابر توهین دفاع میکند، ماهیت واقعی خود را نشان میدهد.