خط داستانی
هاروی بارتون، یک کابوی جوان، با کتی باورز، یک دختر زیبا از غرب، به شدت عاشق است. یک روز به خانهاش میرود، یک آگهی تبلیغاتی برای رقص در انبار که در یکی از مزرعههای نزدیک برگزار میشود را به او نشان میدهد و از او میخواهد که با او بیاید. در راه بازگشت به مزرعه، با یک زن جوان زیبا مواجه میشود که اسبش دچار حادثه شده است و هاروی از اسب پیاده میشود و با شرم از او میپرسد که آیا میتواند کمکی کند. او کمک او را میپذیرد و او را به خانهاش دعوت میکند. او تمایل به flirt دارد و به راحتی سر جوان احمق کابوی را میچرخاند و ملاقات با دعوت او برای رفتن به رقص پایان مییابد.