خط داستانی
در سقف یک کاخ باستانی، یک شوالیه جوان و بانویش ظاهر میشوند. در حالی که آنها در حال عشق ورزی هستند، یک جادوگر پیر زشت ظاهر میشود و مشکلاتی ایجاد میکند. شوالیه او را فرمان میدهد که برود و وقتی که میخواهد او را مجبور به رفتن کند، او بر جارو خود نشسته و به سمت ماه پرواز میکند. پس از ناپدید شدن، او باعث میشود که موجودات شیطانی مختلفی به این زوج حمله کنند، آخرین آنها بانوی شوالیه را در حالی که او پشتش به اوست میرباید. شوالیه، که از غم دیوانه شده، ناگهان با یک پری مواجه میشود که شمشیر جادویی به او میدهد و به او میگوید که میتواند از آن برای بازپسگیری زن جوان استفاده کند.