Storyline
داستان منتظم، یک روزنامهنگار که به خاطر شعری که در دوران دانشجویی نوشته بود، زندانی شد و پارانویا او زمانی آغاز شد که نتوانست در مراسم خاکسپاری پدرش در زندان شرکت کند.
داستان منتظم، یک روزنامهنگار که به خاطر شعری که در دوران دانشجویی نوشته بود، زندانی شد و پارانویا او زمانی آغاز شد که نتوانست در مراسم خاکسپاری پدرش در زندان شرکت کند.