Storyline
وکیل رئوف با یاسریا خانم، دختر حسن بی ابو الدهب، آشنا میشود و عاشق او میشود و سعی میکند به او برسد. رئوف با دوستش شرط میبندد که رئوف با یاسریا ازدواج خواهد کرد. مشاجرهای رخ میدهد که با شلیک دوست دختر دوستش به رئوف پایان مییابد. صدای گلولهها بینایی دخترعمویش را بازمیگرداند و او از رئوف پرستاری میکند. رئوف بعد از اینکه مطمئن میشود عشقش به او از عشقش به یاسریا قویتر است، با او ازدواج میکند.