Storyline
آنی به مونیخ میرسد تا کار خود را به عنوان یک بازیگر آغاز کند، اما به زودی بدون پول و شغل میشود و روی یک نیمکت پارک میخوابد. وقتی پلیس او را میگیرد، تظاهر میکند که فراموشی دارد و به ایستگاه پلیس منتقل میشود. در آنجا او شگفتزده میشود که به او والدین ادعاییاش معرفی میشوند. هنوز نمیداند که چه نوع بازیای در حال انجام است، بنابراین با آنها به خانه میرود و اجازه میدهد که این زوج ثروتمند او را ناز و نوازش کنند.