خط داستانی
در یکی از مناطق دورافتاده در حوالی کارئا، دولسه شاهد قتل همسرش داوی است که به فرمان یک شرکت معدنی خارجی توسط مزدوران انجام میشود. تهدید شده، دولسه به سائوپائولو میرود تا جرم رخ داده را بازگو کند و نقش شرکت چندملیتی را با حمایت سازمانهای غیر دولتی و وکلا افشا نماید. بیسرپرست و در ماموریتی از خواهران بزرگ شده، دولسه در سائوپائولو به وسیله بیاتریس جستوجو میشود و او خود را مادر دولسه آشکار میکند. به عنوان نوزاد رها شده، او همچنین میفهمد که برادر دوقلویش اکنون خواهرش مارایسا است که صاحب کافه کارائوکه با روحی «پناهگاه» است و جهان کاملاً تازهای برای دولسه ایجاد میکند؛ جایی که مخاطبان جامعه یوِ پِی-الجی-آی-کیو+ حضور دارند. دولسه و مارایسا از بیاتریس میخواهند درباره پدر ناشناختهشان چیزی بگوید و اکنون با دو مأموریت از راه بازگشتی به داخل بیابانها برمیگردند: جشن پیروزی quilombo و پیدا کردن پدری که هرگز از وجود دخترانش باخبر نبوده است.