خط داستانی
اگرچه هوی-یین اکنون با شوهری که زندگی ثبات و راحتی را ارائه میدهد، ازدواج کرده است، اما بیش از ده سال پیش شوهر اولش (جیا-هو) برای فرار از دست یک جنگسالار از شانگهای به نان یانگ (نام قدیمی جنوب شرق آسیا) فرار کرد و او و دختر کوچکشان (شائو-می) را در ناامیدی رها کرد. با وجود وابستگی عاطفی مادر به شوهر غایبش، او هرگز به دخترش درباره جیا-هو چیزی نگفته و دختر باور دارد که ناپدریاش پدر بیولوژیکیاش است. اما مادر وقتی میبیند که دختر نوجوانش با اشتیاق به دنبال مسیری میرود که ناپدریاش برایش هموار کرده، شروع به تردید در مورد ناپدری میکند - مسیری که مادر میترسد به زوال اخلاقی دخترش منجر شود.