خط داستانی
یک دختر خوشچهره در حین بازی مهمانی پشت فرمان ماشین مینشیند و دچار حادثه میشود. حالا به طور موقت به صندلی چرخدار محدود شده و در آپارتمانش محبوس است. او از طریق دوربین دوچشمی مردی را در لباس دلقک ماردی گرا میبیند که با مرد دیگری درگیر شده و فرار میکند. به طریقی دلقک به آپارتمان دختر میآید و آنها با هم عشق میورزند. بعد از آن، او دوباره به سراغش میآید پس از اینکه مردی که با او درگیر شده او را شلیک میکند. با اینکه لباس دلقکش به خون آلوده است، او دوباره به او اجازه ورود میدهد و امیدوار است که عشق بالاخره به زندگیاش آمده است.