خط داستانی
وقتی شوهر جولی فاش میشود که شغلش را از دست داده، زندگی منظم او به چالش میافتد. رابرت پیش از این در امور مالی بینالمللی کار میکرده است. حالا در خانه مانده و عجلهای برای پیدا کردن کار ندارد. برخورد با مرد گمگشتهای که به طور عجیب و غریبی به وجود میآید به جولیا در غلبه بر بحران وجودی کمک میکند.