خط داستانی
مردی به نام مکس ویلر در بیابانی مناسب با یک کراوات و ماشین نویس دستی ظاهر می شود او هیچ ایده ای ندارد چگونه راهی اینجا شده است اما با گروهی عجیبی از مردم در شهری ناشناخته به نام بنویل آریزونا روبه رو می شود او سعی می کند بفهمد در این شهر عجیب چه می گذرد سرانجام می فهمد نقشه چیست و جایگاه او در آن چیست