خط داستانی
پرنّا تنها دختر مدیر مدرسهٔ محلی است. با دوست دوران کودکیِ خود، کارمی، که حالا یکی از معلمان همان مدرسه است، آشنا میشود. پرنّا به کارم حس رابطهای جاذبهآمیز دارد و به شجاعت و عزم او برای ایستادگی در برابر زمیندار محلی که سالها پیش پدر کارم را به شدت کتک زده بود، تحسین میکند. بهزودی هر دو ازدواج میکنند. کارم جاهطلب است و میخواهد رئیس این شهر شود. او کارزار خود را سازمان داده و پیروز میشود اما دشمنانی نیز به وجود میآورَد. پس از این انتخابات، کارم با مسئولیتهای تازه مشغول میشود، اما پرنّا تغییر او را مشاهده میکند؛ زیرا او سریعاً به مردی بدل میشود که بیش از هر کس از او متنفر بود - همان زمینی که پیش از این بود.