خط داستانی
هومر کاوندری که فردی بیفایده است، به شهر میرود تا شهرت و ثروت پیدا کند. اما هیچکدام از اینها به او نمیرسد و پس از دو سال کار به عنوان منشی، برای تعطیلات به خانه برمیگردد. مردم شهر به خاطر لباسهای چشمگیرش فرض میکنند که هومر موفق شده است. او برای جلب توجه راشل پراوتی از رقیبش، آرتور ماچیم، به فریب ادامه میدهد و اعلام میکند که کارفرمایش، کورت و بیلی، او را برای ثبتنام سهامداران برای یک کارخانه جدید در ماینزویل فرستاده است. ماچیم این فریب را کشف کرده و هومر را به عنوان یک کلاهبردار معرفی میکند.