خط داستانی
دان کیخوت و سانچو پانزا در گرجستان می رسند تا پرومتیوس را آزاد کنند - همان امیران که در کوه های قفقاز بند است. با شاهزاده محلی لوارساب همراه می شوند و در جستجوی امیران میروند. سفرشان هم خنده دار است و هم غمگین، سعی در ایجاد عدالت دارند، به همه کمک می کنند، اما رفتارهایشان برای مردم قابل فهم نیست، با ظلم و بی تفاوتی و قطعیت روبرو می شوند اما با افراد شایسته نیز مواجه می شوند.