خط داستانی
نیک و فرانک استارکی هر دو مامور پلیس بودند. رسوایی ناچارشان کرد از نیرو جدا شوند؛ اکنون یک قاتل زنجیرهای مأموران را وامیدارد تا دوباره به نیرو بازگردند. در پسزمینه، تار و پود زندگی فرانک، همسرش، رشوه و فساد وجود دارد و نیک تلاش میکند رازی را درباره این که قاتل ضربه بعدی خود را کجا خواهد زد کشف کند و در نهایت باید تلهای بچیند بدون دخالت پلیس.