خط داستانی
پس از غیبت طولانی از جزیره، چستر توتل به تاهیتی بازمیگردد تا ببیند که تغییر چندانی نکرده است. خانواده بزرگ او، به ویژه دایی حیلهگرش، یوناس، بیشتر به رقص و عاشقی علاقه دارند تا کسب درآمد. وقتی یوناس مزرعه خانوادگی را در یک مسابقه مرغداری از دست میدهد، چستر با کشیدن یک کشتی بزرگ رها شده در دریا و ادعای نجات آن، روز را نجات میدهد. اما افتتاح یک حساب بانکی مشترک به نام خانواده توتل ممکن است تصمیم عاقلانهای نبوده باشد.