خط داستانی
شریکهای غربی، جف و کش، در یک کمپ مهاجران که به طور کلی خالی است، یک پسر بچه پیدا میکنند و بر سر اینکه کدام یک باید "پدر" باشد، با هم درگیر میشوند. سالها بعد، زمانی که آنها مزرعههای مجاور دارند، هنوز هم به شدت با هم در حال جنگ هستند. بیل، یتیمی که کش او را به جوانی بزرگ کرده، میخواهد این دشمنی را پایان دهد و به جف، که حالا یک دختر زیبا دارد، دست دوستی دراز میکند. اما در طول یک ماجراجویی معدنی، کینهها تشدید میشود. آیا بیل باید در برابر پدر خواندهاش قرار گیرد؟