خط داستانی
در حالی که در اروپا است، چدی گرین، یک دختر از جامعه، متوجه میشود که بیپول مانده است. او به ایالات متحده بازمیگردد و با دانکن مککیل آشنا میشود که او نیز بیپول است، هرچند که زمینهای غلاتی در غرب دارد. دانکن و چدی ازدواج میکنند و به سمت غرب میروند تا زمینداری کنند. دانکن، الی، یک مراقب سوئدی را استخدام میکند که چدی را میترساند. وقتی کارهای تجاری دانکن او را دور میکند، چدی به مراقبت از پرسی وودهوس، یک انگلیسی که در محلش پانزده مایل دورتر بیمار شده، میرود. اسب او فرار میکند و او مجبور میشود شب را آنجا بگذراند. او زیر یک واگن میخوابد، اما با این حال دانکن عصبانی و حسود است.