ویلکی کالینز - فیلمشناسی
Biography
کالینز در 11 خیابان نیو کاوندیش، مریل بون، لندن، پسر یک نقاش منظره آکادمیک مشهور سلطنتی، ویلیام کالینز و همسرش، هریت گدس، به دنیا آمد. او که به نام پدرش نامگذاری شد، به سرعت با نام میانی خود شناخته شد، نامی که پدرخوانده او، دیوید ویلکی را گرامی داشت. خانواده در سال 1826 به خیابان پاند، همپستد نقل مکان کردند. در سال 1828، برادر کالینز، چارلز آلستون کالینز متولد شد. بین سالهای 1829 و 1830، خانواده کالینز دو بار نقل مکان کردند، ابتدا به میدان Hampstead و سپس به Porchester Terrace، Bayswater. ویلکی و چارلز تحصیلات اولیه خود را از مادرشان در خانه دریافت کردند. خانواده کالینز عمیقاً مذهبی بودند و مادر کالینز حضور سختگیرانه در کلیسا را بر پسرانش تحمیل کرد که ویلکی از آن متنفر بود. در سال 1835، کالینز شروع به حضور در مدرسه در آکادمی Maida Vale کرد. از سال 1836 تا 1838، او با پدر و مادرش در ایتالیا و فرانسه زندگی کرد که تأثیر زیادی بر او گذاشت.. او ایتالیایی را در زمانی که خانواده در ایتالیا بودند یاد گرفت و شروع به یادگیری زبان فرانسه کرد که در نهایت به آن مسلط شد. از سال 1838 تا 1840، او در مدرسه شبانه روزی خصوصی کشیش کول در هایبری تحصیل کرد، جایی که توسط پسری مورد آزار و اذیت قرار گرفت و کالینز را مجبور کرد قبل از اینکه به او اجازه بخوابد، داستانی برای او تعریف کند. "این وحشی بود که اولین بار در من بیدار شد، قربانی کوچک بیچاره اش، قدرتی که اما برای او شاید هرگز نمی دانستم...کالینز بعداً گفت: وقتی مدرسه را ترک کردم، داستان را برای لذت خودم ادامه دادم.» در سال 1840 خانواده به 85 آکسفورد تراس، بیسواتر نقل مکان کردند. در اواخر سال 1840، او مدرسه را ترک کرد و به عنوان کارمند در شرکت تاجران چای Antrobus & Co، متعلق به یکی از دوستان شرکت Wilkie که توسط یکی از دوستان ویلکی کار می کرد، شاگرد شد. بیش از پنج سال اولین داستان کالینز The Last Stage Coachman در مجله I منتشر شددر اوت 1843 مجله را روشن کرد. در سال 1844 به همراه چارلز وارد به پاریس سفر کرد. در همان سال او اولین رمان خود را به نام ایولانی یا تاهیتی همانطور که بود نوشت. رمانی که به چپمن و هال ارسال شد اما در سال 1845 رد شد. این رمان در طول زندگی او منتشر نشد. کالینز در مورد آن گفت: "تخیل جوان من در میان وحشی های نجیب شورش کرد، در صحنه هایی که باعث شد ناشر محترم بریتانیایی اعلام کند که غیرممکن است.تا نام خود را در صفحه عنوان چنین رمانی بگذارم." در هنگام نوشتن این رمان بود که پدر کالینز برای اولین بار متوجه شد که تصوراتش مبنی بر اینکه ویلکی از او برای نقاش شدن پیروی خواهد کرد اشتباه بود. ویلیام کالینز ویلیام کالینز ویلکی را برای یک روحانی در نظر گرفته بود و از عدم علاقه پسرش ناامید شد. در سال 1846، او در سال 1846 به دنبال ابتکار پدرش در زمینه حقوق شد. برای داشتن درآمد ثابتکی فقط اندکی به حقوق علاقه نشان داد و بیشتر وقت خود را با دوستان و کار روی رمان دوم، آنتونینا یا سقوط روم گذراند. پس از مرگ پدرش در سال 1847، کالینز اولین کتاب منتشر شده خود را با عنوان خاطرات زندگی ویلیام کالینز، Esq., R. A. منتشر کرد که در سال 1848 منتشر شد.